منو
طولانی ترین مکالمه گفتگوی omegle زن شما تا به حال چه خبر؟

طولانی ترین مکالمه گفتگوی omegle زن شما تا به حال چه خبر؟

بیایید ببینید، اجازه دهید طولانی ترین یک در حال حاضر: طولانی ترین چت تصادفی من تا به حال. من فقط به حال آن یکی، و پس از آن من به جلو و عقب پنج، 000 بار. منظورم این است که مدت زمان طولانی است. و آن را احتمالا از نیمه شب، و من را ترک کرده بودند در خانه من باز شده است. من رفتم به به بررسی آن، و پس از آن من خارج سر و صدا شنیده می شود. من شنیده ام یک پسر صحبت کردن به کسی. من باز درب جلو، و او وجود دارد. گفتم سلام، و سپس من این احساس عجیب و غریب چی داره که من باید نیست، چون من گوشی من در ماشین جا گذاشته بود. اما من نمی دانم چه باید بکنید. بنابراین من فقط نوع همراه با آن رفت. و پس از آن من شنیده ام صدای. من نمی دانم که آنها بودند، اما من صدای دو دختر شنیده می شود. من گفتم، ببخشید، و سپس من یک احساس عجیب و غریب کردم که من باید گفت نیست سلام، چرا که من نمی دانم اگر من باید به آنها صحبت یا نه. من هم گفتم، سلام، حال شما در اینجا برای مبارزه با؟ و بعد من یک احساس متفاوت کردم، مثل من احتمالا باید نیست گفت: سلام هم. و بعد من یک احساس عجیب و غریب کردم که من باید به این سوال پاسخ داده نشده اند یا. بنابراین من نمی دانم چه چیزی باید انجام دهم. من سعی کردم رفتن به چت به صورت تصادفی و انجام آن را بارها و بارها، و بارها و بارها. من در انجام که نگه داشته، و پس از آن من از آن خسته شدم. بنابراین من فقط، مانند، داد تا. من فقط تصمیم، بیشتر من که، بیشتر متوجه شدم، که آن را بسیار سرگرم کننده به هر چیزی در همه نیست. بنابراین من تصمیم گرفتم به آن را فقط به تنهایی ترک.

من یک پسر تصادفی برای دو ماه مصاحبه کرد. ما این مصاحبه در eHarmony است. ما حتی یکدیگر را می شناسند. ما به یک هتل رفت، خریداری چیز یکسان است. ما همان برنامه استفاده می شود. آن را برای چهار روز به طول انجامید. ما در صحبت تلفن به طور مداوم. چهار روز. چهار روز. منظورم این است که، آن را حتی شام نمی شود! چهار روز. چهار روز.

بنابراین ما همه چیز ما می تواند از میکروفون ما رونویسی. ما حتی سعی برای هک به تماس با ما. ما مقدار زیادی از آدرس های ایمیل جعلی استفاده می شود. ما حتی جعلی فیس بوک را دوست استفاده می شود. اما ما تا پارانوئید بود، ما ترس از مزاحمان که ما فقط خداحافظی نهایی ما و راه خودمان رفت. و بود که آن. که نقطه ای که ما فقط رسما ترک گفتگوی آزاد بود.

ما را از طریق تمام رفت که دوباره زمانی که ما به مصاحبه دختران وب کم آغاز شده است. و چیزی است که مصاحبه خود شروع به چیز متوجه است که آنها هرگز در یک فیلم ببینید، در یک مجله، در یک کتاب. آنها شروع به اطلاع موهای خود را تبدیل سایه های خاصی از آبی، آنها شروع به اطلاع ابروهای خود را به سمت بالا چین دار شدن، آنها شروع به اطلاع چشمان خود را گسترش، سرازیر شدن آب دهان، رفتن تیره رویایی. آنها شروع به اطلاع آنها