منو
آیا تا به حال با کسی در ارتباط تا شما را در گفتگوی آزاد یا omegle می دانید؟

آیا تا به حال با کسی در ارتباط تا شما را در گفتگوی آزاد یا omegle می دانید؟

من با دو نفر در اینجا مرتبط اند. نام جیمی ولز و نیک Burkett. و آنها به من برای سوار شدن است. و من موظف، و آنها را در یک ماشین و سوار در اطراف شهر به مدت 20 دقیقه. و سپس به من برای یک تماس سوار به هتل شد. و من دوباره مجبور. و آنها را در یک ماشین و سوار در اطراف شهر به مدت 20 دقیقه دیگر. و سپس به من برای یک خانه سوار شد. و من پیروی، و آنها را در یک ماشین و سوار در اطراف شهر برای نیمی دیگر یک ساعت. و پس از آن برای تلفن همراه من پرسید. و من اطاعت است، و آنها را در یک ماشین و سوار در اطراف شهر برای یک ساعت. و سپس قرار دادن ماشین را در دنده و سوار به خانه من است. و من در ماشین پیاده شدم و سوار به پایان بلوک، به سمت مرکز. و من مفت زنگ زد. و من گفتم، سلام؟ و من شنیده ام، سلام، شما چه طور است، چگونه کار می کنی؟ و من گفتم، سلام، حال شما چطور است؟ و من شنیده ام، آه، خوب، در اینجا می آید یکی دیگر. و من گفتم، نه، متاسفم، من جا نمی رود. و من قطع کرد. و من به خانه من کشیده است. و من و من در صندوق پستی نگاه کرد، و من تو را دیدم یک کارت پستال از دانشگاه. من آن را باز، و در مقابل شد، سلام، حال شما چطور است؟ من نامه را باز کرد، و در پشت بود، سلام، حال شما چطور است؟

و من به عنوان خوانده شده، من شما را درک نمی کنند.

و من حفظ بازخوانی این نامه، و من حفظ بازخوانی آن خط، و من حفظ بازخوانی آن خط، و من حفظ بازخوانی آن خط، و من حفظ بازخوانی آن خط، و من حفظ بازخوانی آن خط، و من نمی توانستم به نظر می رسد قرار از کار افتاد.

و من به یاد داشته باشید به دنبال در جیمی و نیک و تفکر، این بچه ها. آنها هوشمند، مردم مناسب و معقول هستیم. اما آنها واقعا صدمه زدن به. آنها در حال صدمه زدن به بسیار است. آنها باید متوقف شود. این خنده دار نیست. این اومگل است.

و من به خانه رفتم و شروع به تحقیق بازی های اجتماعی، و در و در رفتم، اوه، خدای من.

و من نشسته بودم و من تحقیق کردم، و در و در رفتم، اوه، خدای من.

و من فقط با این حقیقت که این نوع از مسائل که نوجوانان بازی بود زده شد. شما می دانید، را، مواد مخدر، کشتن یکدیگر.

و آن را به من رخ داده که شاید این نوع از مسائل است که بچه ها مورد نیاز در دنیای واقعی بود.

بنابراین در طول چند سال بعد، من از صفر به قهرمان رفت - از صفر تا تحمل صفر در چهار ماه.

و چه در طی آن دوره اتفاق افتاده است، من زمان زیادی را با بچه ها به سر برد. من زمان زیادی را صرف با